تختیِ توکّلی، «حسن هلاک» از کار درآمد

تختیِ توکّلی، «حسن هلاک» از کار درآمد

رضا دانشمندی

تختیِ توکّلی، «حسن هلاک» از کار درآمد

در نقد و بررسی فیلم سینمایی «تختی« ساخته بهرام توکلی

اینکه مردم با نُخبه چه می‌کند موضوعی جامعه‌شناختی است، اما درکِ رفتار و واکنش خودِ نُخبه، مسألۀ روان‌شناسی و اخلاق است.

الف) پس از دیدن فیلمِ پندآموز «غلامرضا تختی»، با چشم تَر باید این بیت ملّای رومی را زمزمه کرد که «دشمنان او را زِ غیرت می‌درند / دوستان هم روزگارش می‌برند». ظاهراً «نُخبه‌کُشی» تقدیر تاریخی ماست و مولانا هم به همین علّت در داستان طوطی و بازرگان (دفتر اوّل) از زبان طوطیِ رستگار، اندرز می‌دهد که:
دانه باشی، مرغکانت بَرچنند / غنچه باشی، کودکانت برکَنند
دانه پنهان کن، به‌کلّی دام شو / غنچه پنهان کن، گیاه بام شو
هرکه داد او حُسن خود را در مَزاد / صد قضایِ بد، سوی او رو نهاد
چشم‌ها و خشم‌ها و رشک‌ها / بر سرش ریزد، چو آب از مَشک‌ها

تکلیف این بخشِ دردناک ماجرا، مشخص است؛ جامعۀ استبدادزدۀ گرفتار، ناآگاه، پُرکینه و ریاکار به هیچ‌کس رحم نمی‌کند.   

ب) اما از منظر فردی (روان‌شناسی و اخلاق)، تختیِ توکّلی بیش از آن‌که نیکوکاری آگاه باشد، امدادگرِ منفعلی Helper از کار درآمده که به هر قیمت (ولو نابودی خود) باید کمک‌کند و رفتارش اجباری (compulsive) به نظر می‌رسد.

فهم‌ناپذیرتر آن‌که دستگیری، بخشندگی و ایثار تختیِ توکّلی در بسیار از صحنه‌ها از کیسۀ دیگری است (… حاتم طائی شدن آسان بود). این رفتار تختیِ توکّلی که از جیب و دَخلِ دوست گل‌فروشش پیوسته بذل و بخشش می‌کند و از او قرضِ بالاعوض! می‌گیرد، بیشتر به سوء استفاده شباهت دارد تا سلوک جوان‌مردانه.  

تختیِ توکّلی دَخل و خرجش هم‌خوان نیست و این پند سعدی را فراموش کرده که «چو دَخلت نیست، خرج(حتی انفاق) آهسته‌تر کن».

تختیِ توکّلی که همنشین زنده‌یاد آیت‎الله طالقانی است، نمی‌داند که به‌لحاظ شرعی او نخست، در برابر همسر و فرزند خود مسئول است، و از مازاد بر آن می‌تواند انفاق کند. اگر مقتدای او امیرالمؤمنین، علی(ع) است که ایشان بارها دربارۀ افراط در عبادت و زهد و … هشدار داده‌اند و تکلیف افزون بر توان (مالایطاق) طلب نکرده‌اند.

 مرز مبهم روان‌شناسی و اخلاق
گویا در روان‌شناسی/‌پزشکی این پرسش بی‌پاسخی است که مثلاً کسی که دیگری را به قتل رسانده، بیمار است یا فردی غیر اخلاقی، شرور و رذل (bad یا mad). احتمالاً این پرسش را در مورد افراد نیکوکار هم می‌توان مطرح کرد، که آیا کسی که بسیار دستگیری و کمک می‌کند، بیمار و گرفتارِ اختلال شخصیت است، یا فردی اخلاقی و نیکوکار.

مرز این دو ظاهراً مشخص نیست و چه بسا هم این و هم آن باشد. اما به نظر می‎رسد آگاهی، عقلانیت و اعتدال می‌تواند تا اندازه‌ای این ابهام را روشن سازد.

به هر حال، بعید است قصد و نیّتِ کارگردان مطرحِ این فیلم سینمایی، اسطوره‌زُدایی و ترسیم چهره‌ای واقع‌گرایانه و بشری از جهان پهلوان و نشان دادن ضعف‌ و تناقض درونی او باشد، اما خواسته یا ناخواسته با اغراق و افراط در نیکوکاری و دستگیری، پرسش‌های جدّی در ذهن مخاطب این روزگار ایجاد می‌کند و از الگوپذیری این شخصیت می‌کاهد.       

تردیدی نیست که خَلق شخصیتی منسجم و بی‌تناقض دشوار و نیازمند مطالعات عمیق روان‌شناسانه است. اما دستِ کم بی‌توجّهی به دو افقِ فهمِ متفاوتِ امروز و دیروز، رفتار تختیِ توکّلی را در بخش‌هایی تصنّعی و شعاری  ساخته که برای نسل کنونی، غیر قابل فهم‌/دفاع است.

منبع




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *