وقتی پدرم به زندان افتاد، دوست 40 ساله اش مرا به خانه مجردی اش برد!

وقتی پدرم به زندان افتاد، دوست ۴۰ ساله اش مرا به خانه مجردی اش برد!

دختر نوجوان که بعد از به زندان افتادن پدرش سرنوشت شومی داشت دیروز در دادگاه حاضر شد و به تشریح ماجرا پرداخت. مرد میانسال که وی را به تله شیطانی اش انداخته بود و او را به خانه مجردی اش برده بود، با حکم قضایی به شلاق و تبعید محکوم شد .

اواخر سال ۹۶ یک زن جوان به همراه برادرزاده ۱۳ ساله اش به نام رومینا به پلیس آگاهی تهران رفت و از یک مرد ۴۰ ساله به نام احمد شکایت کرد.

این زن گفت: یک سال است که برادرم به خاطر حمل مواد مخدر به زندان افتاده است. همسرش هم در این مدت از او جدا شد. به همین خاطر برادرزادم رومینا گاهی اوقات را پیش مادرش می ماند و بعضی شبها را به خانه من می آید. مدتی است متوجه شده ام برادرزادم به افسردگی مبتلا شده است. حالا که با او صحبت کرده ام فهمیدم او به تله یک مرد افتاده و مورد سواستفاده قرار گرفته است.

به دنبال شکایت این زن پلیس به بازجویی از دختر نوجوان پرداخت .

مطالب پیشنهادی:

دختری ۲۰ ساله ام و با پای خودم به خانه مجردی رامین رفتم!

امین به خانه مجردی دختر دانشجو رفت و ..! +عکس

دختر ۱۵ ساله بودم تسلیم پسر همسایه ، همبازی دوران کودکی شدم!

تجاوز پدر به دختر ۱۶ ساله اش / باید برای ازدواج آماده می شد!

ارتباط هوس آلود یک مرد با دوست دختر قبلی اش که حالا شوهر داشت

رومینا گفت: وقتی پدرم به زندان افتاد و مادرم از او جدا شد زندگی ام به هم ریخت. من بعضی شبها را در خانه مادرم بعضی شبها در خانه دوستانم و گاهی اوقات هم در خانه عمه ام می ماندم.تا اینکه مدتی پیش به پیشنهاد یکی از دوستانم با یک مرد ۴۰ ساله آشنا شدم . احمد وقتی شرایط سخت زندگی ام را فهمید به من قول داد کمکم می‌کند. من حتی درباره احمد با مادرم صحبت کرده بودم. مادرم گفته بود اگر یک بار با احمد ملاقات داشته باشد و او را بشناسد اجازه می‌دهد تا رابطه ام را با او ادامه دهم. مادرم یکبار به دیدن احمد آمد و بعد از آن رابطه من و احمد باهم بیشتر شد.

دختر ۱۳ساله ادامه داد: من بیشتر وقت‌ها به خانه این مرد می‌رفتم. او به من موادمخدر می داد و وقتی از خود بی خود می شدم مرا آزار می داد. من که پس از مدتی از این وضعیت خسته شده بودم خواستم ارتباطم را با احمد تمام کنم اما او دست از سرم بر نمی داشت. یک بار که به ملاقات پدرم در زندان رفته بودم ماجرا را به او گفتم .به همین خاطر پدرم پیگیر ماجرا شد و حضانت مرا به عمه ام سپرد .

به دنبال اظهارات ضد و نقیض این دختر که در بازجویی های بعدی مدعی شده بود احمد دوست پدرش بوده و وقتی از ماجرا زندانی شدن پدرش مطلع شده وی را به تله شیطانی اش کشانده است احمد بازداشت شد ولی جرمش را انکار کرد. وی دیروز در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران پشت درهای بسته و غیرعلنی محاکمه شد و خودش را بی گناه خواند. این مرد ادعا کرد از سر دلسوزی با دختر نوجوان رفت و آمد داشته است. قضات دادگاه این مرد را به شلاق، زندان و تبعید محکوم کردند.

منبع




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *