نقد و بررسی انیمه Cowboy Bebop

کابوی بیباپ (به ژاپنی: カウボーイビバップ, Kaubōi Bibappu) نام یک مجموعه انیمه ژاپنی، تولید استودیو سانرایز است. این مجموعه توسط انتشارات کادوکاوا شوتن به مانگا نیز برگردانده شده‌ است. ۲۶ قسمت مجموعه انیمه کابوی بیباپ از اکتبر تا آوریل ۱۹۹۹ در شبکه WOWOW پخش شد.

این مجموعه در سال ۱۹۹۸ تولید گردید و به حدی موفقیت کسب کرد که به‌دنبال آن یک فیلم سینمایی هم در سال ۲۰۰۱ ساخته شد. این داستان در ژانر اکشن با زمینه علمی-تخیلی می‌باشد، و راجع به ماجراهای یک گروه ۴ نفری لژیونر می‌باشد.

کابوی‌های بدشانس

کابوی بیباپ از نقطه‌ای بسیار جذاب شروع به کار می‌کند، شروع با یک فلش بک که به نظر موضوع مهمی است، اما در ادامه داستان سعی دارد تا بیننده را تشنه‌ی این اتفاق نگه دارد. اسپایک و جت دو همکار که شغلشان دستگیری آدم‌های خلافکار و دریافت کردن جایزه آن‌ها است. داستان از همان ابتدا سعی دارد که نشان دهد که جت و اسپایک قرار است با خلافکارانی روبرو شوند که در کار خود بهترینند و آدم‌های معمولی نیستند و هرکدام یک داستان زییا و پیچیده پشت سر خود دارند. در ابتدا داستان تنها به این نکته توجه دارد که اسپایک و جت در کار خود بسیار حرفه‌ای هستند اما به دلیل تصمیم‌های احمقانه اسپایک و بد شانسی‌های زیاد در وضعیت مالی خوبی به سر نمی‌برند. در ابتدا داستان چندان از شخصیت جت استفاده نمی‌کند و به نوعی دارد نشان می‌دهد که اسپایک شخصیت اصلی داستان است و بیشتر آنها را در درگیری‌ها و صحنه‌های تعقیب و گریز مشاهده می‌کنیم اما نکته‌ای که از همان ابتدا بسیار جالب است این است که انگار خصوصیات دو شخصیت داستان نسبت به ظاهرشان دقیقا جابجا نوشته شده است و این نکته‌ای است که جذابیت‌های این دو شخصیت را به میزان قابل توجهی بالا می‌برد.

داستان در یک حرکت بسیار هنرمندانه دو شخصیت دیگر را به جمع شخصیت‌های اصلی اضافه می‌کند و هر کدام از این شخصیت‌ها هم پیچیدگی خاص خودشان را دارد. کابوی بیباپ در امر ساخت شخصیت فوق‌العاده کار کرده است و بر اساس این شخصیت‌ها داستان را به راحتی به نمایش گذاشته است.

cowboy bebop characters wallpaper
سه کابوی و نصفی

اسپایک خشن و دیوانه

اسپایک شخصیتی است که از گذشته‌ای پیچیده‌تر نسبت به دیگر شخصیت‌ها برخوردار است و در برخی قسمت‌ها داستان تبلیغ زیادی بر گذشته و اتفاقاتی که این شخصیت پشت سر گذاشته است می‌کند. اسپایک از شخصیت بسیار فوق‌العاده‌ای برخوردار است، البته تمامی شخصیت‌های کابوی بیباپ از شخصیت‌های عجیبی برخورد دارند اما اسپایک درون این انیمه می‌درخشد. اسپایک شخصیتی است که از کار خود بسیار مطمئن است و با اعتماد به نفس خاصی با دشمن خود مبارزه می‌کند. غرور شخصیت اسپایک در داستان باعث جذابیت آن شده است زیرا شخصیت فی هم بسیار شخصیت مغروری است و جدال این دو در این انیمه بسیار زیبا است. اسپایک سعی دارد با انجام کارهای خطرناک که تمام فکر او را مانند یک طوفان در برگرفته است سعی بر فرار از گذشته خود دارد و در واقع به قدری از گذشته خود بیزار است که حتی اگر احتمال مرگ او وجود داشته باشد باز هم با لبخند و غرور خود به سمت هدف خود می‌رود به طوری که انگار دارد یک ماموریت بسیار ساده را انجام می‌دهد.

نکته‌ای که درمورد شخصیت اسپیاک بیش از اندازه قابل توجه است این است که او با فکر خود به انجام کاری می‌رود اما به قدری افکار او از ایده‌های خطرناک پر شده است که حتی به گفته جت بعضی اوقات باعث خرابکاری می‌شود اما این خرابکاری‌ به دلیل حماقت اسپایک نیست بلکه به دلیل خطرناکی او است. البته اسپایک اگر از موضوعی سردرنیاورد به هر روشی که شود سعی بر درست کردن آن موضوع دارد مگر اینکه فردی مانع حرکت او شود، اسپایک وقتی که به همراه جت وارد مغازه لوازم الکتریکی شد و دستگاه تصویر را از دست داد به قدری به آن ضربه زد که باعث شکستن آن شد یا وقتی که فندک خود را گم کرده بود با تفنگ آتش‌افکن سعی بر روشن کردن سیگار خود کرد. این حرکات اسپایک نشانه‌ی مغروریت او است که هر فکری به ذهن او برسد بهترین است حتی اگر باعث خرابکاری شود یا حرکت احمقانه‌ای باشد.

گنده و احساسی مانند جت بلک

جت بسیار شخصیت متفاوتی نسبت به بقیه دارد، شخصیت بسیار عاقل و آرام که دوست دارد به گیاهانش آب بدهد و درباره داستان‌هایی که خوانده است صحبت کند. نداشتن تقارن بین ظاهر و باطن شخصیت جت بسیار جالب است، در واقع برخی از حرکت‌ها و حرف‌ها که توسط جت زده می‌شود با ظاهر او مطابقت ندارد، جت سعی دارد تا بهترین تصمیم را بگیرد و از تجربه بیشتری که نسبت به بقیه شخصیت‌ها برخوردار است استفاده کند، البته جت شخصیت مهربان و ساده‌ای هم دارد. او از فی در بازی که با یکدیگر انجام دادند، شکست خورد و همه وسایلش را از دست داد زیرا متوجه حقه فی نشد، و همینطور سادگی او باعث شد متوجه خیانت همکار قدیمی خود در اداره پلیس نشود. قسمتی که به گذشته شخصیت جت و این که او چگونه زنی که عاشقش بود (آلیسا) را از دست داد کمی با ضعف هایی همراه بود. دقیقا داستان توضیح نمی‌دهد که جت چگونه با تصمیماتش باعث شده که آلیسا نتواند برای خودش زندگی کند و تصمیم‌گیری کند. اینکه جت در گذشته پلیس بوده است و در آخرین ماموریتش دست خود را از دست داده است، اتفاقات جذابی را به همراه دارد. در کل داستان شخصیت‌های فوق‌العاده‌ای را وارد گذشته شخصیت‌ها می‌کند.

جت نسبت به بقیه شخصیت‌ها از صبر بیشتری برخوردار است و کلا آرامش زیادی دارد ولی در تصمیمات خود کاملا مصمم است و اگر تصمیمی بگیرد آن را انجام می‌دهد، دلسوزی و مهربانی شخصیت جت بسیار انیمه را زیبا کرده است و این مهربانی طوری نیست که باعث ایجاد مشکل در داستان شود. جت مهربانی خود را در جایی نشان می‌دهد که پلیس را قانع می‌کند تا یک خلافکار به نام استاد شطرنج را دستگیر نکنند تا ادوارد (اد) کسی را داشته باشد تا با او بازی کند.

cowboy bebop ed wallpaper
اد عجیب‌ترین شخصیت انیمه

داستان عشق و انتقام

داستان کابوی بیباپ به دو بخش تقسیم شده است: یک، زندگی شخصیت‌ها براساس جایزه بگیرها و دو، داستان شخصیت‌ها براساس اتفاقاتی که در گذشته آنها افتاده است. در هر دو قسمت داستان بسیار روان و جذاب دنبال شده است و داستان چیزی است که در کابوی بیباپ نگرانی بوجود نمی‌آورد. شخصیت‌های مهمان که تقریبا در هر قسمت وجود دارند بسیار فوق‌العاده کار شده‌اند و خیلی سخت است که شخصیت‌هایی شبیه به هم را در چند قسمت مشاهده کنیم. البته داستان یک مشکل عجیب را با خود یدک می‌کشد؛ آن هم این است که قسمت‌های کمی وجود دارد که هر چهار شخصیت اصلی نقش اساسی و مهمی در داستان آن قسمت داشته باشند، البته نکته‌ی دیگه‌ای هم که هست این است که در قسمت‌های مخصوص یک شخصیت داستان بقیه شخصیت‌ها را از روند داستانی خارج می‌کند که نمی‌شود گفت نکته خوب یا بدی است.

در قسمت‌های ابتدایی پایان داستان کابوی بیباپ بسیار یکسان است، آنها با بدشانسی نمی‌توانند فرد مورد نظر را دستگیر کنند و این موضوع باعث میشود که آنها هیچ پولی دریافت نکنند که این امر باعث می‌شود حدس زدن پایان برخی قسمت‌ها راحت شود ولی انیمه خیلی سریع به این روند پایان می‌دهد. نکته‌ای دیگر که بسیار جالب است این است که در برخی از قسمت‌ها به موضوعی اشاره می‌شود که در همان قسمت به این موضوع پرداخته می‌شود، بگذارید ساده‌تر بگویم: در یک قسمت فی به جت اشاره می‌کند که چرا از دست مکانیکی استفاده می‌کند و با جراحی دست جدیدی برای خود تهیه نمی‌کند و در همان قسمت به این موضوع که چرا دست جت قطع شده و چرا دست مکانیکی خود را عوض نمی‌کند جواب داده می‌شود‌. این اتفاق در انیمه چندبار تکرار می‌شود که بسیار نکته جالبی است. تنها نکته منفی بزرگی که می‌شود به داستان گرفت این است که از شخصیت ویشز که در قدیم دوست و همکار و حالا دشمن اسپایک است استفاده بسیار کمی کرده است در حالی که این شخصیت از پتانسیل بسیار زیادی برای تبدیل شدن به یک شخصیت منفی بزرگ را با خود حمل می‌کند.

امری که داستان بسیار خوب در آن عمل کرده است رابطه شخصیت‌ها است. شخصیت‌ها با یکدیگر دوست خوبی نیستند اما همکار خوبی هستند و رفته رفته در داستان شاهد هستیم که رابطه‌ی بین شخصیت‌ها بهتر و بهتر می‌شود که باعث برخی صحنه‌ها و دیالوگ‌های جذاب می‌شود. صحنه‌های درگیری و تیراندازی در کابوی بیباپ در بیشتر مواقع بسیار خوب عمل کرده است که با موسیقی‌های متنوع باعث خلق صحنه‌های زیبا شده است، البته از این موضوع که رنگ‌آمیزی و طراحی شخصیت‌های کابوی بیباپ به قدر زیادی موفق بوده است هم نباید گذشت.

فی زنی با رفتار مردانه

بر اثر یک تصادف در پنجاه و چهار سال پیش و نداشتن دانش کافی برای نجات دادن فی او را منجمد کردند تا در آینده بتوانند او را با ابزارهای پیشرفته‌تر او را نجات دهند، در یک قسمت بسیار زیبا با گذشت فی آشنا می‌شویم که بسیار هم اتفاق جذابی است. فی در داستان از شخصیت بسیار متفاوتی نسبت به بقیه زن‌ها داراست به نوعی که اسپایک او را زنی با رفتار مردانه معرفی می‌کند اما دلیل این حرف اسپایک غرور و رفتارها و برخوردهای خشن فی با مردم است. فی حتی از فرصت‌طلبی بالایی هم برخوردار است و وقتی که متوجه شد زندگی‌اش با اسپایک و جت راحت‌تر است خودش را به زور وارد همکاری با این دو کرد و در سفینه آنها به زندگی پرداخت.

فی شخصیتی است که برقراری ارتباط با او بسیار مشکل است و بیشتر به دنبال آسودگی و منافع خودش است و اگر موضوعی بر طبق خواسته‌ی او پیش نرود به قدری لجبازی می‌کند تا به خواسته‌اش برسد. البته هرچه به پایان داستان نزدیک‌تر می‌شویم این لجبازی‌ها کمتر شده و فی اهمیت بیشتری به بقیه می دهد. نکته‌ی جالب شخصیت فی این است که او قبل از تصادف خود از رفتارهای بسیار متفاوتی برخوردار بود. او خجالتی بود و امید بسیار زیادی به موفقیت خود در آینده داشت و حتی برای دادن امید و روحیه به خود از خودش فیلمبرداری می‌کرد تا بتواند در آینده هم با روحیه زیادی به کار خود ادامه دهد که بسیار جالب است که داستان چگونه این شخصیت را صد و هشتاد درجه تغییر میدهد.

اد پتانسیل از دست رفته

اد شخصیت فوق‌العاده‌ای است. او بسیار باهوش و بازیگوش است که رفتارهای بسیار عجیب و غریبی دارد. اد تنها دو چیز را دوست دارد: خوردن خوراکی یا کاری که باعث سرگرمی او شود که می‌تواند بازی کردن یا کمک کردن به بقیه باشد. طراحی شخصیت‌ها بسیار خوب است و ظاهر او مانند رفتارش بسیار جالب و عجیب است. اما داستان به نحوی زیاد اصراری بر استفاده از این شخصیت را ندارد و در بیشتر مواقع صرفا اد فردی است که باعث جذابیت و زیبایی برخی از صحنه‌ها می‌شود و خیلی کم پیش می‌آید که اد وارد ماجرا شود.

اگر می‌خواهید مطمئن شوید که داستان به اد کم لطفی کرده است فقط کافی است که به این نکته توجه کنید که تمامی شخصیت‌ها یک قسمت برمبنای اتفاقات و گذشته خود دارند اما اد از این مورد برخوردار نیست، یک اشاره یا جمله‌ای به گذشته اد با توجه به این که پتانسیل خیلی بالایی دارد اصلا کفایت نمی‌کند و حتی شاید شما این جمله را فراموش کنید. اد به قدری توانا است که وقتی فی به قول خود عمل نکرد و اجازه نداد تا اد وارد سفینه شود او به سرعت و با هک کردن سفینه کنترل آن را به دست گرفت و سفینه را جلوی پای خود فرود آورد. اگر بخواهیم صادق باشیم با اینکه داستان کمی به اد ظلم کرده اما در برخی از صحنه و قسمت‌های کمدی بسیار فوق‌العاده از او استفاده کرده حتی در قسمتی که او به تنهایی دنبال یک دلال مواد مخدر است را فوق‌العاده به نمایش درآورده است.

cowboy bebop end wallpaper
اسپایک بالاخره به آرزویش میرسد

گل رزی که در پایان خشک شد

پایان انیمه کابوی بیباپ بسیار زیبا است اما از یک بدی رنج می‌برد و آن هم این است که این پایان‌بندی بیشتر بر روی شخصیت اسپایک تمرکز دارد و خیلی به دیگر شخصیت‌ها اهمیت نمی دهد. پایان این انیمه پر از صحنه‌های تیراندازی زیبا و مبارزات فوق‌العاده بود و نمی‌توان از مبارزه پایانی بین ویشز و اسپایک گذشت، اسپایک و ویشز می‌دانند که تنها افرادی هستند که می‌توانند آرزوی یکدیگر را یعنی مرگ برآورده کنند که پایان این انیم هم برهمین اساس بود. قسمت‌های پایانی این انیمه کمی هم عجولانه رفتار می‌کرد یعنی خیلی سریع دوتا شخصیت مهم را وارد داستان می‌کرد و خیلی سریع هم آنها را از داستان جدا کرد این اتفاقات همه در یک قسمت رخ می‌دهند که کمی باعث سردرگمی می‌شود.

کابوی بیباپ کار خود را با یک صحنه بسیار زیبا به پایان رساند. شاید با پایان قابل حدسی همراه باشد اما آن را به زیباترین شکل به نمایش در آورده است، شخصیت‌های داستان و صحنه‌های مبارزه فوق‌العاده کابوی بیباپ کاملا مثال‌زدنی است و به هیچ‌وجه باعث خستگی بیننده نمی‌شود، این انیمه یکی از بهترین و متفاوت‌ترین انیمه‌ها است که ساخته شده است که تماشای آن بسیار لذتبخش است.

منبع

شاید مقاله های دیگر وب سایت روژان :را هم دوست داشته باشید




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *