10 روش برای رفتار و برخورد با افراد منفی

۱۰ روش برای رفتار و برخورد با افراد منفی

افراد منفی گرا و بد قلق در اطراف ما کم نیستند. گاهی وقت ها تحمل کردنشان سخت می شود و گاهی توانایی بودن کنارشان را نداریم. اما همیشه راه حل وجود دارد. اگر شما هم در اطراف، محیط کار، دوستان، خویشاوندان و خانواده از این دست افراد دارید ده روش پیشنهادی برای برخورد با این دست افراد را ادامه با شما مرور می کنیم.

بیایید نقل قول های زیر که از زبان یک روانشناس و بیمارانش در مورد افراد منفی نگر بیان شده است نگاهی بیاندازیم:

  • بحث درباره چیزهای منفی بسادگی به قدرتش می افزاید. من در حد مرگ او را دوست دارم، اما صحبت با او خسته کننده است.
  • هر زمان با این دوستم تماس می گیرم می دانم که برای چه تماس گرفتم: نیم ساعت درباره چیزهای سخت، ناخوشایند و بدبختی صحبت می کنیم.
  • گاهی اوقات او به افرادی توجه می‌کند که به او بد کرده‌اند، و مواقع دیگر به ناامیدی عمومی از زندگی فکر می‌کند. او هیچ وقت تماس نمی‌گیرد که ببیند چکار می‌کنم و به‌ندرت به حرفهای من گوش می‌کند که در زندگی‌ام چکار می‌کنم، بیشتر از یک دقیقه قبل از اینکه دوباره راجع به خودش حرف بزند. به خودم می‌گویم به این دلیل با او تماس می‌گیرم چون به او اهمیت می‌دهم، اما برخی اوقات با خود فکر می‌کنم آیا انگیزه درونی برای ترغیب نفسم برای نصیحت های خوب کردن یا حتی داشتن احساس بهتر نسبت به واقعیت خودم دارم؟
    من معصوم نیستم، و اگر یک چیز باشد که خوب می‌دانم این است که ما فقط کارها را تکرار می‌کنیم، اگر معتقد باشیم که در آن چیزی برای ما هست. حتی اگر آن چیز فقط احساس می‌شود که برای ما ضروری است.
    من روز دیگر هم به آن فکر کردم.

این روانشناس در ادامه می افزاید:

زمانی یکی از خوانندگان سوال جالبی از من پرسید: شما چطور برای کسی که به نظر می‌رسد شایسته دلسوزی نیست، دلسوزی می‌کنید؟
وقتی معتقدم همه شایسته دلسوزی هستند، درک می‌کنم منظور آن خواننده بعد از خواندن بیشتر چیست. او به شرح رئیسش که همه را می‌رنجاند، تبعیض جنسیتی قایل می‌شود و نژادپرست است و اطرافیان را خسته کرده است می پردازد. این رئیس بیشتر از دوست من که متاسفانه فقط بطرز وحشتناکی افسرده است، نفرت انگیز است.

اما این افراد یک چیز مشترک دارند: انرژی منفی بی حد‌و‌حصر که همه اطرافیانشان را تحت تاثیر قرار می‌دهند.
بنابراین، من امروز شروع به فکر کردن درباره این مسئله کردم که ما چگونه با افراد منفی یا سخت تعامل می‌کنیم ، کسانی که به‌طرز ‌مزمنی انتقادی، متخاصم، بدخلق، عصبانی یا فقط گستاخ به‌نظر می‌رسند.
زمانیکه شخصی مدام اطرافیانش را می‌آزارد، شما چگونه حسی از دلسوزی را حفظ می‌کنید، بدون اینکه درگیر اوضاع بد آنها شوید؟ و چگونه طوری عمل می‌کنید که حالت منفی آنها را بیشتر نمی‌کند (و شاید حتی به آنها کمک می‌کند)؟

در ادامه با شما کاربران هاو کن یو ۱۰ مورد از مهم ترین مواردی که باید به هنگام برخورد با افراد منفی گرا فرا بگیریم را با هم مرور می کنیم.

مقاومت در مقابل قضاوت و تصور

دلسوزی زمانیکه فرض می‌کنید آنها خصوصیات بخصوص و یا عجیب و غریب  دارند دشوار است. او آدم احمق و نادانی است. او سرکش است. حتی اگر بعید به ‌نظر می‌رسد که فردی روزی از خواب بر می‌خیزد و طور دیگری رفتار می‌کند، باید یادمان باشد که این کار شدنی است.
زمانیکه به چیزهای منفی فکر می‌کنید، این چیزهای منفی در زبان بدن شما بروز می‌کنند. کسی که تمایل به منفی بودن دارد ممکن است احساس کند همه تا حدی تحریک می‌شوند که آن را بازتاب می‌دهند. سعی کنید با آنها با ذهنیت مثبتی که دوست داشتید داشته باشند برخورد کنید. بهترین انتظار را برای آنها داشته باشید. شما هرگز نمی‌دانید چه زمانی به‌طرز خوشایندی شگفت زده می‌شوید.

چه ویژگی های شخصیتی دارید؟ / این تست را انجام دهید

عمیق‌تر حفر کنید، اما خارج از گودال بایستید

دلسوزی نسبت به دیگران همیشه راحت‌تر است اگر شما کاربران سعی کنید علت رفتارشان را بفهمید. اما این نمی‌تواند بطور‌کامل توجیه‌کننده رفتار بد باشد. اگر به افراد منفی نشان دهید که انتخاب آنها برای رفتار بد را تایید می‌کنید، به آنها انگیزه واقعی برای تغییر کردن (که آنها ممکن است در واقع بخواهند پنهان کنند) را نمی‌دهید.
این ممکن است زمانیکه با آنها سروکار دارید باعث تکرار در سر شما شود،: “من درد تو را می‌فهمم. اما اگر به آن را دامن نزنم بیشترین کمک را خواهم کرد.” این می‌تواند به شما کمک کند با مهربانی و قدرت به آنها نزدیک شوید، بنابراین، آنها شما را با خود پایین نمی‌کشند.

مرز مثبتی را برقرار کنید

برخی افراد ممکن است به شما بگویند یک نور سفید درخشان اطراف خود تصور کنید تا زمانیکه افراد دیگر با حالت منفی وارد آن می‌شوند فضای مثبتی برقرار کنید،. این کار برای من اثر ندارد زیرا من به ایده‌های مکتوب بهتر از تصورات پاسخ می‌دهم. بنابراین، این را به خودم می‌گویم “من فقط می‌توانم فضای مثبت اطراف خود را کنترل کنم.”

مطلب مرتبط: راز موفقیت افراد موفق چیست؟ با ۱۹ راز موفقیت آشنا شوید!

پس، زمانیکه من با این فرد برخورد می‌کنم سعی می‌کنم دو کار را طبق اهمیت زیر انجام دهم:
از فضای مثبت اطراف خود محافظت کنم. وقتی حالت منفی آنها برای محافظت شدن بسیار قوی است لازم است که دور شوم.
به آنها کمک کنم مثبت تر احساس کنند، نه اینکه مثبت تر عمل کنند که احتمال بیشتری دارد نتیجه مطلوب به همراه داشته باشد.

حالت منفی آنها را تقلیل کنید، حتی فقط برای اکنون

این به ایده‌ای برمی‌گردد که در بالا اشاره کردم. من می‌دانم که دوست افسرده من درباره بی‌انصافی‌های زندگی تا وقتی به او اجازه دهم صحبت خواهد کرد. قسمتی از من احساس می‌کند باید نقش یک روانپزشک آماتور را بازی کند، با او حرف بزند، و بعد سعی کند به او کمک کند موقعیتش را به شکل مثبت‌تری دوباره بسازد.
سپس، به خودم یادآوری می‌کنم که نمی‌توانم با یک تماس تلفنی او را تغییر دهم. او باید این را بخواهد. همچنین نمی‌توانم ساعت‌ها به حرف‌های او گوش کنم، همانطورکه در گذشته می‌کردم. اما می‌توانم برای مدت کوتاهی همدلانه به او گوش کنم و بعد به او کمک کنم به چیزهای مثبت در آن لحظه فکر کند. من می‌توانم از او درباره تولدش بپرسم. می‌توانم به او یادآوری کنم که امروز روز زیبایی برای پیاده روی است.
سعی نکنید آن را حل یا درست کنید، فقط برای همان لحظه تلاش کنید.

چه رفتارهایی را باید به کودکانمان بیاموزیم؟

پاسخ هیجانی خود را کنترل کنید

افراد منفی اغلب به سمت کسانی که عکس‌العمل قوی نشان می‌دهند تمایل پیدا می‌کنند (افرادی که به‌راحتی همدلی می‌کنند یا از کوره در می‌روند یا رنجیده می‌شوند). من گمان می‌کنم این کار به آنها نوری اندک در تاریکی دنیای درون‌شان می‌دهد (حسی که آنها در خشم و ناراحتی خود تنها شناور نیستند).
مردم بیشتر چیزهایی را بخاطر می‌آورند و می‌آموزند که شما می‌گویید، نه آنچه انجام می‌دهید. اگر در موقعیتی با هیجانات قرار بگیرید، به آنها یاد می‌دهید که می‌توانند برای عکس‌العمل به شما تکیه کنند. واکنش نشان ندادن سخت است، زیرا ما انسان هستیم، اما ارزش ممارست را دارد.
زمانیکه تا جایی که می‌توانید همدلانه به صحبت‌ها گوش می‌کنید، تا جایی که امکان دارد با واقعیتی ساده به آرامی پاسخ دهید. اگر با فردی گستاخ و عصبانی سروکار دارید، می‌توانید موضوع را با چیزی نامربوط تغییر دهید: “رقص با ستارگان امشب است، می‌خواهی تماشا کنی؟”

چیزی‌که از آن بدست می‌آورید را بپرسید

همانطورکه در بالا اشاره کردم، ما اغلب چیزی خارج از روابط با افراد منفی بدست می‌آوریم. با خود صادق باشید: تابحال نقش سرایدار داشته‌اید، چون باعث می‌شود احساس کنید به شما نیاز دارند؟ آیا این رابطه را حفظ کرده‌اید تا بتوانید درباره این فرد با دیگران به روش عالم‌تر از تو سخن‌چینی کنید؟ آیا مزیت‌هایی از حفظ این چیزها به شکلی که هستند بدست می‌آورید؟

پرسیدن از خودتان کمک می‌کند شیوه پاسخگویی‌تان را تغییر دهید، شیوه‌ای که واقعا می‌توانید آن را کنترل کنید. شما نمی‌توانید کسی را وادار کنید طور متفاوتی فکر کند، احساس کند، یا عمل کند. شما می‌توانید تا اندازه‌ای که می‌توانید مهربان یا اهل دعوا باشید، و واقعیت را برای کسی تغییر ندهید. تمام چیزی که می‌توانید کنترل کنید، چیزی است که فکر می‌کنید، انجام می‌دهید، سپس تمام تلاش‌تان را بکنید تا به آنها کمک کنید بدون اینکه به خودتان آسیب بزنید.

اعداد را بخاطر بسپارید

تحقیقات نشان می‌دهد که افرادی با حالات منفی بطورقابل ملاحظه‌ای استرس و بیماری بالاتری دارند. حالت روانی یک فرد نقش مهمی در سلامت جسمی او دارد. اگر کسی زندگی را برا اطرافیان خود سخت کند، مطمئن باشید بدتر از آن را برای خودشان انجام می‌دهند.
چه واقعیت ناراحت‌کننده ای که شخصی در درونش درد زیادی دارد، آنها مجبور است طوری رفتار کند که حس راحتی را احساس می‌کنند (حتی اگر آن راحتی بخاطر دیگران باشد). وقتی یادتان می‌آید یک فرد سخت چقدر رنج می‌کشد، توجه به کاستن حالت منفی راحت‌تر است، همانطورکه مخالف دفاع از خودتان است.

آن را شخصی نکنید، اما بدانید که گاهی اوقات شخصی است

عقل متعارف پیشنهاد می‌کند که شما نباید هرگز زمانیکه با یک فرد منفی سروکار دارید، چیزها را شخصی کنید. من فکر می‌کنم که این کمی پیچیده‌تر از آن است. شما نمی‌توانید هر چیزی که شخصی درباره شما می‌گوید را بنویسید، فقط به این خاطر که آن شخص بی‌عاطفه و بی‌نزاکت است. حتی یک فرد گستاخ ممکن است یک ویژگی مثبتی داشته باشد. تلاش کنید نظرات‌شان را با تمایل به یادگیری بسنجید.
بپذیرید که شما لایق هیجانات بیش از حد در کلام کسی نیستید، اما ایده‌های آنها را با تمایل به یادگیری بسنجید. برخی از مفیدترین درس‌هایی که آموخته‌ام، از مردمی است که دوست داشتم درست نبودند.

بجای واکنش نشان دادن، عمل کنید

اغلب اوقات ما منتظر می‌مانیم تا کسی عصبانی یا افسرده شود قبل از اینکه تلاش کنیم آنها را خوشحال کنیم. اگر شما شخصی را می‌شناسید که به نظر می‌رسد با افکار یا احساسات سخت سروکار دارد، اغلب (همانطورکه در رفتارشان پیداست) منتظر موقعیت برای کمک به آنها در ایجاد احساسات مثبت نباشید.
برای کاری که بخوبی انجام دادند، از آنها تعریف کنید. موقعی که خوشحال بودند را به یادشان آورید، همانطورکه در “به یاد بیاورید چه زمانی در طول پیک‌نیک شرکت به تاچ‌دان امتیاز دادید؟ترسناک بود!.” شما بیشتر لایق این هستید که به آنها کمک کنید در زمانیکه شما را پایین آورده‌اند. این می‌تواند بعدا باعث کاهش آن شود و همچنین به آنها آرامشی اندک از درد دهد.

در اولین ملاقات با همسر آینده چطور رفتار کنیم؟

رابطه درست مبتنی بر واقعیت را همانطورکه است برقرار کنید.

همیشه آرزو دارم دوستم بتواند مثبت‌تر باشد. من همیشه خودم را در موقعیتی قرار می‌دهم که احساس بدی دارم، زیرا می‌خواهم کمک کنم، زیرا می‌خواهم او شاد باشد. اخیرا متوجه شده‌ام بهترین کاری که می‌توانم انجام دهم این است که او را همانطور که هست بپذیرم، بگذارم او بدانید من ایمان دارم که او می‌تواند شاد باشد، و سپس، به او فرصت انتخاب دهم.

آن به معنای صمیمی صحبت کردن بعد از اینکه تلاش کردم به او کمک کنم است، یا اگر همه کارهایی که می‌توانستم انجام دهدم و و برایم خسته‌کننده هستند را انجام دادم، متوقف کنم. خوشبختانه او می‌خواهد روزی تغییر کند. تا آن زمان، تنها کاری که می‌توانم انجام دهم این است که او را دوست بدارم، زمانیکه به اندازه کافی خودم را دوست دارم تا به نیازهایم برسم. این اغلب به این معناست که آنها اولویت دارند.

من آموخته‌ام که شما نمی‌توانید همواره جهان را نجات دهید، اما می‌توانید دنیا را با کار روی خودتان بجای بهتری کنید (از طریق خودآگاهی داشتن، همدلی با دیگران، و محافظت از فضای مثبت خود). شما حتی می‌توانید به افراد منفی با ایجاد حسی از صلح در درون‌تان که حال منفی آنها نمی‌تواند نفوذ کند کمک کنید.

منبع




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *