بازی Shadow of the Tomb Raider

نقد و بررسی بازی Shadow of the Tomb Raider

ماجراجویی جدید لارا کرافت در بازی Shadow of the Tomb Raider با مخمصه‌ای آشنا شروع می‌شود. پای او به یک سنگ گیر می‌کند و به شدت زخمی می‌شود؛ او باید تلاش کند که قبل از صعودی سخت از یک گذرگاه باریک، پای خود را آزاد کند. ما سال‌هاست که این درد و رنج را بر صورت او می‌بینیم… به جز زمانی که خود را نجات داده و پاهایش را بانداژ می‌کند؛ آن زمان دیگری خبری از ضعف نیست. هیچ تردیدی وجود ندارد. تنها عزمی راسخ است که در چهره‌ی او دیده می‌شود. تحولی کامل صورت می‌گیرد؛ لارا از یک طعمه تبدیل به یک حیوان درنده می‌شود؛ او دیگر یک شکار نیست بلکه خود یک شکارچی است. روش‌هایی که اتخاذ می‌کند، تفاوت کمی با Rise of the Tomb Raider دارد اما دلایلی که پشت اعمال او وجود دارد، واضح‌تر و بی‌رحمانه‌تر از قبل است. با روژان در ادامه همراه شوید.

اما بازی فقط در مورد این نیست که لارا تبدیل به قهرمان Tomb Raider شود؛ بلکه در مورد عزم او برای رسیدن به هدفی بزرگتر است؛ به آزمایش گذاشتن روابط او و تعاملاتی که هنگام پرسیدن این سوال که “برای نابود کردن Trinity تا کجا پیش خواهد رفت” از خود نشان می‌دهد. درگیر کردن این موارد، سبب ایجاد نوعی زیبایی ترسناک در بازی شده است که بیشتر از بازی اول با آن ارتباط برقرار خواهید کرد. آن چه واضح است این است که تا کنون هیچگاه اهداف بازی در این حد نبوده است. البته زمانی که بانو کرافت جرقه یک آخرالزمان را می‌زند، چیزی کمتر از این را نیز نمی‌توان انتظار داشت.

ممکن است که بعضی از عناصر داستانی در Shadow of the Tomb Raider مشابه با Rise of the Tomb Raider باشد. در باقی موارد مطمئن باشید که شاهد روندی کاملا متفاوت خواهید بود. در مجموع لحن داستان بازی جدی‌تر از Rise of the Tomb Raider است.

بله، این بار لارا در پایان دادن به دنیا به نوعی مقصر است. لارا و دوستش یونس، هنگام سفر به مکزیو، به منظور بررسی برخی از خرابه‌های متعلق به مایاها، با خبر می‌شوند که دکتر دومینگویز با همکاری ترینتی، در حال حفاری یک عتیقه باارزش هستند. دومیگویز به سرعت نشان می‌دهد که برای ترینیتی، حکم یک راهنما و پیشوا را دارد.

درست حدس زدید؛ مانند سایر نسخه‌های Tomb Raider، لارا از ترس این که این عتیقه به دست ترینیتی بیفتد، آن را زودتر می‎یابد. این موضوع سبب ایجاد یک سونامی در شهری مکزیکی می‌شود اما بعد از آن که دومینگویز عتیقه را از لارا می‌گیرد. به دنبال آن چند فاجعه دیگر نیز رخ می‌دهد و سپس قهرمان ما دوباره روی پاهای خود می‌ایستد. حال وقت آن رسیده که به پرو سفر کرده و دومین عتیقه را بیابد. عتیقه‌ای که برای اجرایی شدن نقشه دومینگویز مبنی بر “بازسازی” جهان، ضروری به نظر می‌رسد.

ممکن است که بعضی از عناصر داستانی در Shadow of the Tomb Raider مشابه با Rise of the Tomb Raider باشد. در باقی موارد مطمئن باشید که شاهد روندی کاملا متفاوت خواهید بود. در مجموع لحن داستان بازی جدی‌تر از Rise of the Tomb Raider است. این تفاوت آنجا خود را نشان می‌دهد که لارا و یونس شروع به کاوش پرو می‌کنند و اطلاعات بیشتر از عتیقه دوم به دست آورده و شایعاتی در مورد شهری مخفی به گوششان می‌خورد.

داستان در یک ساعت اول، شاید سنگین‌تر به نظر برسد؛ دلیل این موضوع آن است که تاکید بیشتری بر روی پیامدهای ناشی از اعمال لارا و روابط او با یونس شود و به این موضوع پرداخته شود که آیا او واقعا در مسیر شرافت قدم برمی‌دارد یا در منجلابی ناشی از وسواس و عقده‌های روحی خود فرو رفته است. از آنجا به بعد، ما دوباره با چرخه‌ای اصلی از گیم‌پلی بازی آشنا می‌شود که به نوعی شناسنامه و معرف سه‌گانه Tomb Raider به شمار می‌رود: اکتشاف، شکار، جستجو و جمع‌آوری، کشتن، ارتقا دادن و الی آخر.

Shadow of the Tomb Raider با زیرکی به شما تضمین می‌دهد که هیچ لحظه‌ی خسته‌کننده‌ای را در بازی تجربه نکنید. ممکن است در جایی مشغول مبارزه با یک پلنگ باشید و لحظه‌ای بعد در حال دست و پنجه نرم کردن با یک Challenge Tomb استرس‌آور باشید. با این حال، این لحظات اکشن، بیشتر از قبل با سکانس‌های بی‌صدا و کارکترمحور عجین شده است. این یک نکته مثبت است چرا که نویسندگی و صداپیشگی دو شخصیت لارا و یونس که توسط کامیلا لادینگتون (Camilla Luddington) و ارل بیلون (Earl Baylon) اجرا شده است، در بالاترین سطح خود قرار دارد. اگر چه شخصیت‌های دیگر نیز در جریان بازی به کمک این دو می‌آیند، اما دوستی که بین آن‌ها وجود دارد به Shadow of the Tomb Raider کمک کرده تا بار احساسی خود را حفظ کند.

داشتن تعهدی دیوانه‌وار به هنر، موضوع جدیدی در صنعت بازی‌سازی نیست با این وجود ایدوس مونترال و کریستال داینامیکس به دلیل خلق جنبه‌های روانی و فیزیکی لارا، به حدی بسیار عمیق و درگیرکننده، لایق بیشترین تحسین‌ها هستند.

در زمینه گیم‌پلی، ایدوس مونترال (Eidos Montreal)، ظرافت‌های جزئی و تنوعاتی را در آن لحاظ کرده که همین الان نیز مجموعه‌ای عالی از سیستم‌ها و مکانیزم‌های مختلف به شمار می‌رود. در حالی که Rise of the Tomb Raider از نظر مکانیکی بسیار شبیه به عنوان نخست به نظر می‌رسید، Shadow of the Tomb Raider چند مکانیزم جدید را به ترکیب اضافه کرده است. شما هنوز هم می‌توانید با استفاده از تبر، از سطوح زمخت بالا بروید اما حال این امکان نیز وجود دارد که با استفاده از طناب، از یک سطح بالا یا پایین بروید. این موضوع باعث ایجاد گزینه‌های جدیدی شده است؛ لارا می‌تواند به جلو و عقب تاب بخورد تا به لبه‌های نزدیک پرتاب شود؛ تاب خوردن به چپ و راست، توانایی دویدن بر روی دیوار و شکاف‌های واضح و غیره، از دیگر گزینه‌ها به شمار می‌رود. همچنین بخش زیرآبی نیز به بازی اضافه شده که غنا و عمق بیشتری را برای بازی به دنبال داشته است. غواصی کردن، چالش‌های گیم‌پلی جدیدی همچون دوری کردن از پیراناهای گوشت‌خوار و مارماهی از طریق مخفی شدن در پوشش‌های گیاهی زیرآبی، ایجاد کرده است.

شاید این مکانیزم‌های جدید خیلی دیوانه‌وار به نظر نرسند، با این وجود شاهد هستیم که به خوبی با بخش‌های دیگر گیم‌چلی همچون کوهنوردی، پریدن، تاب خوردن و حل معماها ترکیب شده و یکپارچگی بازی را حفظ کرده‌اند. سازندگان همچنین، مقیاس و عمق مناطق جدید بازی را افزایش داده‌اند. واضح است که ایدوس مونترال، بیشترین تمرکز را بر روی مقبره‌ها داشته که این موضوع حاکی از رخدادهای داستانی متعددی است که در همان مناطق اصلی جریان دارد. به خرابه‌های Kuwak Yaku بروید؛ از یک ورودی پنهانی برای حل بخش بعدی معما استفاده خواهید کرد اما اگر دوباره به خرابه‌ها بازگردید در مجموعه‌ای وسیع از trialهای وسیع شرکت خواهید کرد. هر trial  سخت‌تر از قبلی است و مهارت‌های حل پازل و پلتفورمینگ شما را به آزمایش می‌گذارد. این موارد، همگی به طرزی یکپارچه با هم ترکیب شده‌اند و به خوبی کیفیت طراحی بازی را برجسته می‌کنند.

همان طور که از سازندگان انتظار داشتیم، تمام مناطق با نهایت دقت و توجهی یاد به جزئیات طراحی شده‌اند. حتی اگر از تاریخ مایا اطلاعات به روزی نیز نداشته باشید، می‌توانید به سادگی در اطراف قدم زده و از نقاشی‌های دیواری، مجمسمه‌ها و سمبل‌ها لذت ببرید. بهانه‌های زیادی داریم تا عاشق نمایش بصری Shadow of the Tomb Raider شویم؛ از مناظر شلوغ گرفته تا قدم زدن در میان جنگل، پردازش یک ساختار عظیم و سپس رو در رو شدن با یک مجسمه بزرگ و میخکوب کننده. محیط بازی از جزئیات بسیار زیادی بهره می‌برد و به خوبی با افکت‌های فوق‌العاده نورپردازی و آلفا عجین شده است. این جزئیات حتی هنگامی که شما در حال یک قدم زدن ساده در خیابان‌های Dia de Muertos مکزیکو و یا هنگام رفتن به شهری آرام در Kuwak Yaku خود را نشان می‌دهند. داشتن تعهدی دیوانه‌وار به هنر، موضوع جدیدی در صنعت بازی‌سازی نیست با این وجود ایدوس مونترال و کریستال داینامیکس به دلیل خلق جنبه‌های روانی و فیزیکی لارا، به حدی بسیار عمیق و درگیرکننده، لایق بیشترین تحسین‌ها هستند.

می‌توان گفت چالش‌های جدید مقبره (Challenge Tombs)، بهترین نوع خود در بین تمامی بازی‌های Tomb Raider تا به این تاریخ است. این چالش‌ها گسترده، منحصر به فرد و پر از معماهای جالب هستند و در عین حال، تلاش برای یافتن آن‌ها نیز خود یک مسئله جداگانه به شمار می‌رود.

مبارزات بازی تقریبا همان چیزی است که در دو عنوان قبلی شاهد بودیم. Assault rifleها (با دو نرخ آتش سریع و آهسته)، هفت تیرها، شات‌گان‌ها و حتی تیر و کمان معروف نیز در این بازی حضور دارند. بسیاری از افراد در بازخوردهایی که به بازی داشته‌اند، از طیف وسیع گزینه‌های شخصی‌سازی تعجب کرده‌اند. صادقانه بگویم، انتظار نداشتم که مکانیزم‌های مبارزه در عنوان سوم این فرنچایز، چنین ماهرانه پیاده‌سازی شوند؛ به خصوص با توجه به عناوین اکشن ماجراجویی که قبلا تجربه کرده بودم. با این وجود Shadow of the Tomb Raider به شیوه‌ای کلاسیک و بسیار خوب عمل می‌کند. کار با تیر و کمان، لذت‌بخش تر از قبل شده و هدشات کردن با آن هیچوقت خسته‌کننده نمی‌شود.

بخش مخفی‌کاری نیز به شیوه‌هایی جدید گسترش یافته است. لارا حال می‌تواند برای استتار کردن، خود را با گل و لای بپوشاند و سپس برای کشتن دشمنان تا حد امکان به آن‌ها نزدیک شود. حال می‌توان با استفاده از غرایز بقا (Survival Instincts) تشخیص داد که از پای درآوردن کدام دشمن، بقیه را باخبر نخواهد کرد؛ این موضوع کشتن مخفیانه دشمنان را آسان‌تر کرده است. این موضوع را نیز می‌توان به عنوان یک یادآوری دیگر از بحث تحول لارا به شمار آورد. حال لارا تبدیل به کسی شده که باید از او ترسید. این که این موضوع خوب است یا بد، بستگی به خود شما دارد.

یکی دیگر از قابلیت‌های لذت‌بخش بازی، آویزان کردن دشمنان با استفاده از تیر طناب‌دار است؛ می‌توان آن‌ها را هنگام اسنایپ کردن دوستانشان، آویزان و به حال خود رها کرد. از طرفی گیم‌پلی پر سر و صدا و کشتن تمامی دشمنان، هنوز هم به عنوان یک گزینه مطرح است و شیوه طراحی هر منطقه جنگی (به جز چند استثنای معدود)، به شما آزادی‌ عملی بسیار خوب در انتخاب نحوه مبارزه می‌دهد.

پیشرفت در زمینه قابلیت‌های شخصیت‌ نیز، تغییراتی و بهبودهایی جزئی به همراه داشته است. در حالی که نسخه‌های قبلی Tomb Raider شما را مجبور می‌کرد که از یک مهارت واحد در درخت، برای آزاد کردن مهارت‌های بعدی شروع کنید، در Shadow of the Tomb Raider شاهد یک رویکرد چندشاخه‌ای در این زمینه هستیم. حال تمامی مهارت‌ها در یک صفحه نمایش داده می‌شوند و به سه بخش جداگانه شکار، مبارزه و مخفی‌کاری تقسیم شده‌اند. باز کردن یک مهارت باعث می‌شود تا دو مهارت مجاور آن را نیز بتوان با مقدار مشخصی از امتیاز مهارت، آزاد کرد. کامل کردن چالش‌های مقبره، مقدار زیادی مهارت به شما جایزه می‌دهد تا بتوانید مهارت‌های بیشتری را در شاخه‌های مختلف آزاد کرده و شخصی‌سازی بیشتری را در گیم‌پلی خود اعمال کنید. این تغییر را می‌توان مثبت ارزیابی کرد؛ اگر چه تعداد مهارت‌ها نسبت به عناوین قبلی Tomb Raider، کاهش یافته است. به خاطر داشته باشید که پرتاب هم زمان دو تیر با هم و ایجاد تغییراتی در takedown کردن با تیر طنابی برای پنهان کردن دشمنان، همچنان لذت‌بخش و سرگرم کننده به نظر می‌رسد.

سفر لارا به قلب تاریکی، ممکن است از لحاظ نوآوری و خلاقیت بهترین عنوان جهان نباشد؛ با این وجود وقتی که یک عنوان خود در سطحی بسیار خوب باشد، احتیاجی هم به نوآوری ندارد.

جدای از کمپین اصلی، بازی‌بازان می‌توانند ماموریت‌هایی فرعی را نیز دنبال کنند که معمولا در صحبت کردن با تعدادی از افراد و یا کشتن یک مورد خاص خلاصه می‌شود. به شخصه زیاد دنبال این ماموریت‌ها نبودم و به جای آن ترجیح دادم تا در چالش‌های جدید مقبره غرق شوم. می‌توان گفت چالش‌های جدید مقبره (Challenge Tombs)، بهترین نوع خود در بین تمامی بازی‌های Tomb Raider تا به این تاریخ است. این چالش‌ها گسترده، منحصر به فرد و پر از معماهای جالب هستند و در عین حال، تلاش برای یافتن آن‌ها نیز خود یک مسئله جداگانه به شمار می‌رود. به عنوان نمونه، برای دستیابی به یکی از چالش‌های مقبره باید از چندین گذرگاه زیرآبی عبور کرده و از مارماهی‌ها نیز دوری کنید. خود “مقبره” در اصل یک کشتی اسپانیایی است و رسیدن به کابین کاپیتان از طریق رها کردن یک توپ آویزان قدیمی میسر است که خود این کار نیز نیازمند آگاهی از اطلاعات دریایی و حل کردن معماها است.

می‌توان گفت که سازندگان، ضرب‌المثل “سری که درد نمی‌کند را دستمال نمی‌بندند”، در بخش عمده‌ای از هسته گیم‌پلی Shadow of the Tomb Raider اعمال کرده‌اند. کسانی که با این سری آشنایی داشته باشند، می‌توانند به سرعت با بازی ارتباط برقرار کنند؛ از طرفی کشش عاطفی داستان نیز قوی‌تر از عنوان Rise of the Tomb Raider است. همچنین این امکان وجود دارد که تغییراتی را در جنبه‌های مشخصی از سختی بازی اعمال کنیم و با حذف بازیابی خودکار سلامت و باهوش‌تر کردن دشمنان، سختی مبارزات را افزایش داده و چالش بیشتری را به بخش اکتشافی بازی اضافه کنیم. این نکته نیز بسیار مثبت است و می‌تواند ارزش تکرار بازی را بالا ببرد؛ با این وجود مشخص نیست که چه اتفاقی برای حالت Expedition  که در عنوان دوم حضور داشت، افتاده است.

این میزان از آشنا بودن بازی برای طرفداران، ممکن است که این سوال را ایجاد کند که آیا لازم است این سری وارد مسیرهای رادیکالی جدیدی شود یا خیر. با این وجود، Shadow of the Tomb Raider هنوز هم یک عنوان فوق‌العاده خوش ساخت، با جلوه‌های بصری مسحورکننده، موسیقی متن گوش‌نواز، روایت داستانی و شخصیت‌پردازی قوی، مبارزات هیجان‌انگیز و موارد بسیار دیگری است که می‌تواند شما را ساعت‌ها به خود مشغول کند. سفر لارا به قلب تاریکی، ممکن است از لحاظ نوآوری و خلاقیت بهترین عنوان جهان نباشد؛ با این وجود وقتی که یک عنوان خود در سطحی بسیار خوب باشد، احتیاجی هم به نوآوری ندارد.

این بررسی بر روی نسخه رایانه‌های شخصی انجام گرفته است.

امتیاز: ۹ از ۱۰

نکات مثبت:

  • توجه به جزئیات در طراحی محیط‌ها و ساختارها، فوق‌العاده است. گرافیک بازی و موسیقی متن آن در سطح بسیار خوبی قرار دارد. شخصیت‌پردازی قوی که با یک روایت داستانی مناسب کامل می‌شود. مکانیزم‌های جدیدی به سیستم کامل گشت و گذار و مبارزات بازی اضافه شده است. چالش‌های مقبره، بهترین در نوع خود هستند و شامل ترکیبی عالی از حل معما و پلتفورمینگ می‌شود. قابلیت تنظیم سختی بازی، آزادی بیشتری را در شخصی‌سازی تجربه بازی‌بازان به وجود آورده است.

نکات منفی:

  • ممکن است گهگاه انیمیشن‌های عجیب و غریبی را شاهد باشید. شاید برای برخی از طرفداران، هسته گیم‌پلی بازی نسبت به عناوین قبلی، به اندازه کافی تغییر نکرده باشد.

منبع




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *